محمد & نیلوفر

...

اگر مانده بودی...

نوشته شده در پنجشنبه سوم بهمن 1392ساعت 23:20 توسط محمد|

خبر از یار نیامد...

نوشته شده در جمعه هفدهم آبان 1392ساعت 21:54 توسط محمد|

بگو آنجا که رفتی شاد هستی؟ در آن سوی حیاط آزاد هستی؟

بگو آنجا كه رفتی هرزه ای نیست؟  تبر، تقدیر سرو و سبزه ای نیست ؟

كسی دزد شعورت نیست آنجا ؟  تجاوز به غرورت نیست آنجا ؟


 

نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر 1392ساعت 11:44 توسط محمد|

بعد از تو با هر کس که بود و هست خوابیدم...

نوشته شده در جمعه بیست و نهم شهریور 1392ساعت 21:49 توسط محمد|

miss u....

نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1392ساعت 12:9 توسط محمد|

گفتم از عشق تو من خواهم مرد 
چون نمردم هستم ، پیش چشمان تو شرمنده هنوز...

نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1392ساعت 19:36 توسط محمد|


دلتنگم و دیدار تو درمان من است
بی رنگ رخت زمانه زندان منست
بر هیچ دلی مباد و بر هیچ تنی
ان چه از غم هجران تو بر جان منست

نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر 1392ساعت 1:12 توسط محمد|

عکس کسی افتاده ام در حـــوض نقاشــــی
محبوب من! گه می خوری مال کسی باشی
گـــــُه می خوری با او بخندی توی مهمانی
می خواهمت بدجور و تو بدجور مـی دانــی


حل می شوم در استکان قــرص ها، در سم
محبوب من! خیلی از این کابوس می ترسم!
زل می زنم با گریــــــــه در لیوان آبی که…
حل می شوم توی سؤال بی جوابی که…


می ترسم از این آسمان که تار خواهد شد
از پنجره کــــــــــــه عاقبت دیوار خواهد شد
از دست های تو به دُور گردن این مرد
کـــه آخر قصّه طناب ِ دار خواهد شد!

نوشته شده در جمعه سی و یکم خرداد 1392ساعت 16:35 توسط محمد|

دلم براش تنگ شده...

نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1392ساعت 15:57 توسط محمد|

بیار باده که بنیاد عمر بر باد است...
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1392ساعت 10:43 توسط محمد|


آخرين مطالب
»
»
» بگوووووووووووو
»
»
» شرمندم...
»
» غم!
» :-(
» دلتنگی

Design By : Pichak